علي بن حسين انصارى شيرازى
182
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
و دماغ وى چون بگدازند باب سداب و روغن زيت و در جسد مالند هر علتى كه ظاهر و باطن در بدن باشد از سر وى ببرد و اگر چشم وى بر كودك بندند نترسد و اگر گرگى دفن كنند نزديك ديهى گرگ نزديك آن ديه نگردد و اگر سرگين وى در پوست بزى كنند كه گرگ پارهء از وى خورده باشد و بر خاصرهء صاحب قولنج نهند بگشايد و سرگين وى چون برران صاحب قولنج بندند بريسمانى كه از پشم كبش بود كه بعضى از وى گرگ خورده باشد بغايت نافع بود و اگر بعوض پشم قوچ در پوست ايل بندند و از ران وى بياويزند بهين عمل كند و اگر انبوبى از نقره بسازند و انبوب به شيرازى مشره را گويند و بايد كه دو گوشه داشته باشد و مقدار باقلايى سرگين وى در آن كنند و صاحب وجع از خود بياويزد نافع بود و مجرب است و گويند چون سرگين خشك وى سحق كنند و در انبوبى كنند و بر حلق صاحب خناق پاشند كه سبب آن رطوبت بود نافع و ابن زهر آورده كه گرگ خاك بخورد و گياه نخورد الا وقتى كه زنجور باشد همچنانكه همه حيوانات قضيب ايشان از عضله و عصب بود به غير از روباه و گرگ كه از استخوان بود و اگر ذنب وى جايى كه علفخوار گاو بايويزند ما دام كه آن آويخته باشد اگرچه گاو گرسنه بود قطعاً كرد آن محل نگردد و اگر در موضعى سرگين وى بخور كنند موشان آنجا جمع شوند و اگر زن بول بر سر بول گرگ كند هرگز آبستن نشود و اگر خصيهء راست او بكوبند يا روغن زيت و پارهء صوف بدان بيالايند و زن به خود برگيرد شهوت وى منقطع شود و اگر زهرهء وى به وزن دانكى با عسل يا شراب بياشامند بتهاى كهن زايل كند و چشم وى كسى كه با خود دارد منع صرع بكند و هيچ سباع و كزنده گرد وى نگردد و از راهزنان و دزد ايمن باشد و اين از خواص اوست و شيخ الرئيس گويد زهرهء وى منع تشنج و كزاز بكند و ريشهاى عصب خاصه كه از سردى بود و چون سعوط كنند بدان نزلهاى سخت را نافع بود و در خواص ابن زهر آورده كه چون گرگ اسبى را بگزد و از وى جدا شود آن اسب بر مجموع اسبان رفتن سبق گيرد و پيه وى داء الثعلب و داء الحيه را سود دهد چونه بمالند بدان و حافظ گويد اگر آدمى خون آلوده بود و گرگ بوى خون بشنود قصد وى كند اگرچه سلاح تمام داشته باشد و در شجاعت و پهلوانى نظير نداشته باشد تا به حدى در پى وى رود كه او را بخورد و همو گويد اگر سر گرگ در موضعى كه گوسفند باشد دفن كنند همه بميرند و اگر نكاحنامه بر پوست بزى كه بعضى از وى گرگ خورده باشد بنويسد قطعا در ميان آن زن و شوهر موافقت نباشد و اگر پوست وى و چشم وى جمع كنند و آدمى با خود دارد بر خصم غالب آيد و محبوب خلايق گردد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ذئب بكسر ذال به فارسى گرگ و بتركى خورد و بهندى هندار و بهيريه و ملفتى يك و بلغتى ديگر بهدارى هرهر نامند لاتين CANIS LUPUS فرانسه LOUP انگليسى WOLF